jump to navigation

بیعت یا رأی؟ 31 جولای, 2008

Posted by آنام in دو دو تا.
Tags:
trackback

در پاسخ به مطلب «آیا آمریکا ایران را دموکراتیک خواهد کرد؟» چند کامنت داشتم، در یکی از آنها ayeh نوشته بود:

آیا شما منظورتان واقعاً دموکراسی است؟ فکر نمی کنم چون دمکراسی یعنی نظر اکثریت، خوب وقتی به قول شما در عراق آیت الله سیستانی به مردم بگوید که در انتخابات شرکت نکیند و مردم شرکت نکنند یعنی نظر اکثریت اطاعت از مرجع تقلیدشان است. آیت الله سیستانی هیچ گونه تسلط نظامی بر مردم عراق ندارد و این یعنی هیچ کس مردم را مجبور نمی کند خودشان انتخاب می کنند و این عین دموکراسی است .

ولی البته که حمله ی امریکا به ایران هیچ مشکلی را حل نخواهد کرد، چون ایران عراق نیست. در حکومت فعلی هم کاملاً دموکراسی برقرار است و خواست اکثریت اجرا می شود.

قرار است به این کامنت پاسخ بدهم. نوشته‌های آنلاین نباید طولانی باشند و پاسخ موجز دادن به این سوالها هم ساده نیست، جمله به جمله پیش می روم:

آیا شما منظورتان واقعاً دموکراسی است؟

منظور من دموکراسی بود.

فکر نمی کنم چون دمکراسی یعنی نظر اکثریت،

خب، نه! به نظر من دموکراسی معنی نظر اکثریت نمی دهد. دموکراسی حاکمیت نظر اکثریت است با احترام به حقوق اقلیت. در یک دموکراسی اگر 9999/99% مردم جامعه‌ای در یک انتخابات کاملاً آزاد به «چیزی» رأی دادند که آن «چیز»، زایل کننده‌ی یکی از حقوق اساسی آن %0001/0 باشد، نتیجه این انتخابات نباید پذیرفته شود.

اما مشکل اینجاست که منظور از «حقوق اساسی» چیست؟ در این باره می توانیم ساعتها با هم تبادل نظر کنیم، فعلاً کشورهای دنیا پذیرفته‌اند که حداقلی را تحت عنوان «اعلامیه جهانی حقوق بشر» به عنوان کف این حقوق اساسی بپذیرند. (دولتهای ایران، قبل و بعد از انقلاب، اعلامیه جهانی حقوق بشر را به رسمیت شناخته‌اند.)

خوب وقتی به قول شما در عراق آیت الله سیستانی به مردم بگوید که در انتخابات شرکت نکیند و مردم شرکت نکنند یعنی نظر اکثریت اطاعت از مرجع تقلیدشان است. آیت الله سیستانی هیچ گونه تسلط نظامی بر مردم عراق ندارد و این یعنی هیچ کس مردم را مجبور نمی کند خودشان انتخاب می‌کنند و این عین دموکراسی است.

این شاید عین بیعت باشد، اما عین دموکراسی نیست و این دقیقاً چیزی است که قصد داشتم در نوشته قبلی برسانم.

دموکراسی شیوه حکومتداری مدرن است. انسان مدرن، انسانی است که جز «خرد» خود نهاد دیگری را برای تشخیص خوب از بد، درست از نادرست و حق از ناحق به رسمیت نمی شناسد. هیچ چیز برایش مقدس نیست. در قاموس انسان مدرن اساساً کلماتی مثل ایمان، تقلید، بیعت و … وجود ندارند. او اهل شک است، آماده است تا همه چیز را به طور مستمر زیر سؤال ببرد، چون یاد گرفته عیار هر چیز را با ترازوی عقل خود بسنجد.

خب، اولین مشکلی که در جامعه در حال مدرن شدن بروز می کند چیست؟ جواب: احتمالاً هیچ دو نفری را پیدا نمی کنید که مثل هم فکر کنند. پس از کجا بفهمیم جامعه چگونه باید اداره شود؟ چطور بفهمیم کدام قانون درست است و کدام غلط؟ چاره‌ای جز مراجعه به آرای اکثریت نداریم. پس دموکراسی شیوه ناگزیر تشکیل حکومت توسط انسانهای مدرن است. (دموکراسی شیوه خوبی برای حکومتداری نیست، اصلاً شیوه خوب حکومتداری وجود ندارد – فکر می کنید چرا؟ – دموکراسی فقط روشی است که بدیهای آن از بقیه روشها کمتر است.)

استقرار سازوکارهای دموکراتیک در جوامع سنتی معمولاً به نقض غرض منتهی می شود. یعنی مثلاً اکثریت جامعه ممکن است چیزی را انتخاب کنند که آن چیز اساساً حق انتخاب کردن را از خود آنها سلب کند! (مثال: قانون اساسی فعلی ما)

بله، آیت الله سیستانی تسلط نظامی بر مردم ندارد، ولی اکثریت مردم عراق ایمان دارند که اگر از او اطاعت نکنند به جهنم می‌رود، این نوع تسلط قدرتمندتر از تسلط نظامی است. مردم عراق خوش شانس هستند که سیستانی روحانی است میانه رو و آزادمنش، ولی اگر جانشین او مثل خود او نباشد چه؟ (ساختمان بلند بدون پی)

ولی البته که حمله ی امریکا به ایران هیچ مشکلی را حل نخواهد کرد، چون ایران عراق نیست. در حکومت فعلی هم کاملاً دموکراسی برقرار است و خواست اکثریت اجرا می شود.

امیدوارم توضیحات قبلی روشن کرده باشد که چرا فکر می کنم حکومت فعلی ایران ماهیتاً دموکراتیک نیست و البته من در این زمینه خود حکومت را مقصر نمی دانم، حکومت ما دموکراتیک نیست، چون ما هنوز مردمانی دموکرات نیستیم.

یک سؤال: آیا واقعاً به این جمله که «در ایران دموکراسی برقرار است و نظر اکثریت اجرا می شود» باور دارید؟

دیدگاه‌ها»

1. ayeh - 31 جولای, 2008

سلام
من به نظر شما کاملاً احترام می ذارم ولی با اون موافق نیستم و چون تفاوت نظر بسیاری داریم پس به بحث ادامه نمی دهم .
و البته من عموماً اگر به چیزی که اعتقاد نداشته باشم ان را بر زبان نمی آورم.

2. یه نفری - 31 جولای, 2008

واقعن چرا فکر کردی باید واسش توضیح بدی؟؟؟ بزرگ میشه خودش می فهمه یواش یواش…
با کسایی که ذهنشون بسته ست و دچار تعصب خطرناکی هستن هرگز نه بحث کن نه سعی کن چیزی رو بهش یاد بدی. ایشون فعلا در این مقطع از زندگیشون به دلیل سن کم و نداشتن تجربه و احتمالا مطالعه و بینش کافی و عمیق، دچار این تعصبات خشک و اطلاعاتی هستند در حد اخبار صدا و سیما.
بزار شاید چند سال بعد که بزرگتر شد خودش بتونه معنیه واقعی دموکراسی رو بفهمه و فرق اساسی بین بیعت کردن یا رای دادن رو متوجه بشه!
البته نوشته شما مثل همیشه خیلی خیلی عالی بود و بسیار منطقی و درست و روشن. به خاطرش ازتون ممنونم.

3. piamak - 31 جولای, 2008

یک جواب به نیمه‌ی دوم سوال. بله! متاسفانه بله! با کمال شرمندگی بله! متاسفانه حکومت ایران در حال حاضر برآیند خواست اکثریت است. هر چقدر هم که حکومت ج‌اا ماهیتا غیردموکراتیک باشه برخواسته از منش غیر دموکراتیک اکثریت قریب به اتفاق مردمشه. هر چقدر حکومت ایران شبه مدرن باشه برخواسته از ذهنیت شبه‌مدرن مردمشه. من این کامنت رو با ترس و لرز فراوان نوشتم، با وجود این اعلام می‌کنم که کاملا به آنچه گفتم اعتقاد دارم. در عین حال در مورد نیمه‌ی دوم سوال باید عرض کنم خیر در ایران دموکراسی بر قرار نیست و تا زمانی که مردمان این کشور ( و نه حکومت گران که مردمان) تقکر مدرن و دموکراتیک نداشته باشند همین خواهد بود. چه آمریکا حمله کند و چه حکومت عوض شود و … . در صورتیکه آن تفکر وجود داشته باشد ( تفکر مدرن) آنگاه چه آمریکا حمله کند و چه نکند و چه حکومت عوض شود و چه نشود دموکراسی برقرا خواهد بود.

4. فاني - 31 جولای, 2008

خب يعني كدام كشور داراي دموكراسي است؟ چه كشوري دموكراتيك است؟ كشورهايي كه مردم را شيوه هاي تبليغاتي عجيب در واقع استحمار مي‌كنند…
يا كشوري مثل آمريكا كه مي‌گويند مهد دموكراسي است و در حالي كه در واقعيت حدود 14 درصد رئيس جمهور آن را انتخاب كرده اند و آن هم با حكم قاضي؟

5. زهرا - 31 جولای, 2008

خوب این دقیقا بحث بین دو نفر هست که عقایدشون از زمین تا آسمون با هم فرق می کنه!

یه طورایی به قول معروف بیس و مبانی بحث بین دو نفر یکسان نیست طبیعتا باید همین قدر اختلاف عقیده به وجود بیاد!

یک دیدگاه سکولار هیچ وقت نمیتونه چیزی که آیه نوشته رو طوری نقد کنه که قانعش کنه و همین طور بالعکس!

6. محمد علی - 31 جولای, 2008

سلام
با نظر خانم اچی بی موافقم، ولی باز هم نمی فهمم چه طور یک نفر می تونه به خودش اجازه بده تمام عقاید خودش رو منطقی فرض! کنه و عقاید دیگران رو صرفا به خاطر اینکه پایه ی دیدشون به مسائل متفاوته، سطحی، بدون پشتوانه‌ی منطقی، عدم بینش، تعصب خشک و … بداند. منظورم کامنت «یک نفری» بود.
باز هم خط کشی.
البته در این پست، نویسنده کاملا واضح پایه عقایدش رو بیان کرده و این برای اینکه حرف همدیگر رو بنشویم خیلی خوب و لازمه. اما دلیل درج چنین کامنتی رو نمی فهمم.

——-
پاسخ من:
علی عزیز،

مشی من در این وبلاگ و در وبلاگهایی که قبلاً داشتم همیشه این بوده که هرگز هیچ کامنتی رو سانسور نکردم، حتی اونهایی که حاوی فحشهای بد و رکیک بودن (فقط جای توهین ها رو با … عوض می کردم.)
اگر منظور شما از نفهمیدن دلیل درج کامنت، عمل من در پذیرفتن اونه، دلیلش همین چیزیه که توضیح دادم. و اگه منظورت نقد رفتار کسیه که کامنت رو گذاشته، خودش باید جواب بده.
از توجهت ممنومم.

7. آرش - 3 آگوست, 2008

با نظر زهرا (شماره 5) کاملا موافقم. پایه های فکری دو نفر کاملا متضاده. و این بحث نتیجه ای نخواهد داشت. ولی جالب بود.
ممنون

8. بنجامين - 5 آگوست, 2008

با سلام
اين اولين مطلبي هست كه از اين سايت خوندم كه بسيار عاقلانه و بي طرفانه به نظر رسيد. همينجا از نويسنده محترم تشكر مي كنم.
در مورد موضوع مورد اشاره خب تفاوت عقيده طبيعي و ناشي از جهان بيني متفاوت هست. باتوجه به برداشتي كه از بحث داشتم به نظر ميرسه كه جناب آيه نظرش از مقبوليت آقاي سيستاني همون نظر نويسنده(هنوز اسمشو نميدونم!) در مورد دموكراسي و راي اكثريت هست و نويسنده اين مقبوليت رو ناشي از موقعيت ديني (نه انتخابي) آقاي سيستاني ميدونه كه ضمن صحيح بودن هر دو، هر دونظريه داراي نقص هستن. اول اينكه استفاده از پذيرش موقعيت الهي و اعتقادي به منزله دموكراسي نيست و ثانيا در مسائل ديني(اسلامي) موقعيت الهي به ارث نميرسه.
ضمن اينكه در جوامع نيمه دموكراتيك يا غير دموكراتيك مسئوليت انتخاب (آزاد) غلط مردم مستيقما برعهده خودشون هست و در اكثر موارد دود آن به چشم خودشون ميره(مثل ايران).
تنها نقطه ضعف اين سيستم (تا رسيدن به بلوغ سياسي) ناشي از قانون اساسي داراي نقاط كور هست كه باعث ميشه وقتي عده اي يا گروهي به حاكميت رسيدند ديگه نشه بطور قانوني اونا رو از حاكميت پايين آورد و تبديل به ديكتاتوري(رئيس مادام العمر!) بشه و بدتر از اون اينكه اين عده با سو استفاده از خلا قانوني، حق اقليت(خصوصا اگه فكري و اعتقادي باشه) رو هم پايمال كنه.

همگي موفق باشيد.

9. حجت - 12 آگوست, 2008

من با نظر این دوستمون که گفته آیه بزرگ میشه متوجه میشه موافقم .
راستش من هم یک بار برای همین آیه خانم یه کامنت گذاشتم و فقط در اونجا گفتم آیا ولایت فقیه از این همه جرم جنایت در ج. ا خبر نداره ؟
ایشون در جواب من نوشت : تو به مقدسات من توهین کردی و شخصیت من رو ترور کردی .
به نظر شما به کسی که به ولایت فقیه میگه مقدسات چی میشه گفت ؟ !!!!!

10. آیدا - 16 آگوست, 2008

واقعا از این نوشته لذت بردم :)
احترام با عقاید شاید یک بازی خطرناک باشه ، یا باید خودت رو نسبت به عقاید فرد (چه مذهبی ، چه سیاسی و هر عقیده ی دیگه ای) بی تفاوت نشون بدی و یا یا تندروی فرد رو متقاعد کنی که من راست میگم و تو اشتباه.
من به شخصه با دینی که جمهوری اسلامی معرفی کرده مخالفم.آدم مذهبی هستم ولی نه مثل کسایی که شما با اسم مذهبی بودن (و اکثر مردم) به ذهنشون میرسه ! خیلی ساده..
اما مخالف کسانی هم هستند که اعتقادات افراد رو به سخره میگیرند.
برای من رفتن به مشهد و بعد سالها افتخاری هست که احساس میکنم میتونم برم و در حرم امام رضا برای چند لحظه چیزی باشم که دوست دارم..
این اعتقاد و باوره منه و مطمئنا برای خیلی ها مسخره و کودکانه است..
من برای اون افراد هم احترام قائلم .. و در پاسخ میگم نظر شما هم محترمه..
در فرند فید کامتهایی بود که به امام علی توهین شده بود..خیلی سعی کردم خودم رو بیتفاوت نشون بدم !
یا حتی دوستانی پوشیه رو مسخره کرده بودند..درحالی که من این پوشش رو دوست دارم و براش احترام قائلم..
در کل احترام به عقاید باعث احترام به خود میشه..
من هم به خاطر همیت همیشه با اشخاصی که باهاشون اخلاف مذهبی دارم وارد صحبتهای مذهبی نمیشم ، چون به نظرم بی نتیجه است..

در آخر دعوت شما رو قبول میکنم و صحبتهای تکمیلی رو در قالب پست در وبلاگم منتشر میکنم..

راستی عیدتون هم مبارک ( به نظر من هرجشنی که شادی توش باشه عیده ;) )