jump to navigation

مذهب و احترام به عقیده 16 آگوست, 2008

Posted by آنام in دو دو تا.
Tags:
trackback

«خوب امشب و فردا هم که جشن تولده امام زمانه و قراره بالاترین های وردپرس هم بد و بیراه به افرادی باشه که به ایشون اعتقاد دارن. هم چنین داغ ترین های بالاترین! (اسمایلی آمار گیری و رابطه خطی بین فحش های مردم و اعیاد مذهبی)»

 

فید بالا از مریم عزیز در فریندفید و کامنتهای آیدا در پاسخ به آن تلنگری بود برای نوشتن این مطلب.

مساله بسیار ساده است: آیا عقاید مذهبی شایسته احترام هستند یا نه؟

جواب من به این سؤال بدون شک مثبت است. من تردیدی ندارم که نباید به عقیده هیچ عکس توهین کرد.

اما، و به نظر من اینجا دو «اما»ی خیلی مهم وجود دارد:

1)

افراد مذهبی عموماً توقع احترامی ویژه به عقاید خود دارند، این چیزی است که نمی توانم با آن کنار بیایم. به نظر من هیچ نوع عقیده‌ای علی الخصوص مذهب سزاوار چنین احترام ویژه‌ای نیست.

بیشتر توضیح می دهم: من عقیده دارم کاپیتالیزم بهترین مدل سیاسی/اجتماعی/اقتصادی برای اداره یک جامعه است و مثلاً اقتصاددان کاپیتالیستی مثل «میلتون فریدمن» برای من بسیار بسیار محترم است. ولی هرگز ناراحت نمی شوم اگر کسی کاریکاتوی از فریدمن بکشد و یا بگوید که بر فرض مثال فلان جمله‌ی او بسیار ساده‌انگارانه بوده.

اما به راحتی می‌توانید تصور کنید که کشیدن کاریکاتور یک پیامبر و یا گفتن اینکه فلان عقیده او «ساده انگارانه» بوده، چقدر یک فرد مذهبی را برآشفته خواهد کرد و شما فوراً متهم به توهین به عقیده او می‌شوید.

این همان چیزی است که من اسم آنرا «توقع احترام ویژه» می گذارم و عقاید مذهبی را هرگز سزاوار چنین احترامی نمی بینم.

یادمان باشد وقتی وارد بازی «احترام به عقاید دیگران» می شویم، یک روی دیگر سکه «تحمل عقیده مخالف است». من این حق را دارم که مثلاً پای این فید آیدا بنویسم: «به نظر من چنین ذوق زدگی‌ای ساده‌دلانه و غیرعقلانی است» و او نباید برآشفته شود و یا چنین جمله‌ای را حمل بر توهین کند.

 

2)

اینکه امروزه بسیاری از ما پذیرفته‌ایم که باید به عقاید هم احترام بگذاریم، محصول سالها مبارزه اندیشمندان سکولار و لیبرال بوده و بزرگترین مانع و مشکل در راه این مبارزه نیز مخالفت خداباوران و مذهبیها بوده است. عیبی ندارد، افراد مذهبی هم می توانند از دستاورد این تلاشها بهره ببرند و خود امروزه به نتیجه همین مبارزه متوسل شوند و توقع احترام به عقیده خود را داشته باشند.

ولی، به نظر من، وقتی وارد این بازی می‌شویم باید قواعد و پیش فرضهای آنرا بپذیریم. به زبان خیلی ساده، پیش فرض احترام به یک عقیده دیگر این است که باور داشته باشیم «ممکن است عقیده من اشتباه باشد». اگر بخواهیم منصفانه قضاوت کنیم، این چیزی است که در اکثر دوستان مذهبی (حتی میانه‌رو ترینهای آنها) وجود ندارد. در واقع نمی تواند وجود داشته باشد چون اساس مذهب بر «ایمان» بنا نهاده شده است.

و اینجاست که به نظر من معمولاً (توجه کنید که من هرگز کلی‌گویی نمی کنم، همیشه استثنا هست) دعوت به بازی احترام به عقیده از سوی افراد مذهبی، دعوت اصیلی نیست. آنها معمولاً «ایمان» دارند که عقیده آنها بر حق است، اهل شک نیستند، یقین دارند عقاید شما باطل است، وقتی وارد یک مناظره می‌شوند هدفشان تلاش برای کشف حقیقت نیست، بیشتر هدف «هدایت» شما به راه درست است.

I“We must respect the other fellow’s religion, but only in the sense and to the extent that we respect his theory that his wife is beautiful and his children smart.” H.L. Mencken

پ.ن.: خود من بارها از فیدها و مطالب مریم و آیدا بهره بردم ام، این نوشته خطاب به آنها نیست، تکرار می کنم که این فید صرفاً تلنگری بوده برای نوشتن این مطلب و شاید جرقه ای باشد برای شروع یک مباحثه مفید.

دیدگاه‌ها»

1. مریم - 16 آگوست, 2008

ممنون از لینک.البته اول بگم من مریم اس اس هستم مریم اردکانی مریم 5063 هست .من با حرف ها تون موافق مخصوصن این قسمت:به زبان خیلی ساده، پیش فرض احترام به یک عقیده دیگر این است که باور داشته باشیم «ممکن است عقیده من اشتباه باشد». اما حرفه من اینه که خیلی از دوستان در بالاترین و … بی انصافی می کنن در مورده یک عقیده و مذهب.مثلن اگر عقاید خرافی بین مردم رواج داره یا رو حا نی ها مردم رو به گمراهی می ندازن اینو به پای خود دین می نویسن که هیچ، شروع به توهین به افرادی می کنن که در اون دین مقدس محسوب میشن .من خودم با اینکه اسلام رو قبول دارم اما قبول کردم که نواقصی هم داره(نواقصش توجیه هم نداره) مثل بقیه دین ها و همیشه هم طوری رفتار کردم که به قوله شما احتمال بدم که شاید هیچ کدوم از باور های من تا به حال درست نبوده .اما به هر حال من یک مسلمونم و طبیعی که دوس نداشته باشم بهترین های سایتی مثل باترین فحاشی به دینم باشه

2. آیدا - 16 آگوست, 2008

واقعا از این نوشته لذت بردم :)
احترام با عقاید شاید یک بازی خطرناک باشه ، یا باید خودت رو نسبت به عقاید فرد (چه مذهبی ، چه سیاسی و هر عقیده ی دیگه ای) بی تفاوت نشون بدی و یا یا تندروی فرد رو متقاعد کنی که من راست میگم و تو اشتباه.
من به شخصه با دینی که جمهوری اسلامی معرفی کرده مخالفم.آدم مذهبی هستم ولی نه مثل کسایی که شما با اسم مذهبی بودن (و اکثر مردم) به ذهنشون میرسه ! خیلی ساده..
اما مخالف کسانی هم هستند که اعتقادات افراد رو به سخره میگیرند.
برای من رفتن به مشهد و بعد سالها افتخاری هست که احساس میکنم میتونم برم و در حرم امام رضا برای چند لحظه چیزی باشم که دوست دارم..
این اعتقاد و باوره منه و مطمئنا برای خیلی ها مسخره و کودکانه است..
من برای اون افراد هم احترام قائلم .. و در پاسخ میگم نظر شما هم محترمه..
در فرند فید کامتهایی بود که به امام علی توهین شده بود..خیلی سعی کردم خودم رو بیتفاوت نشون بدم !
یا حتی دوستانی پوشیه رو مسخره کرده بودند..درحالی که من این پوشش رو دوست دارم و براش احترام قائلم..
در کل احترام به عقاید باعث احترام به خود میشه..
من هم به خاطر همیت همیشه با اشخاصی که باهاشون اخلاف مذهبی دارم وارد صحبتهای مذهبی نمیشم ، چون به نظرم بی نتیجه است..

در آخر دعوت شما رو قبول میکنم و صحبتهای تکمیلی رو در قالب پست در وبلاگم منتشر میکنم..

راستی عیدتون هم مبارک ( به نظر من هرجشنی که شادی توش باشه عیده ;) )

3. یک سوال ساده : آیا احترام به عقاید مذهبی کار شایسته ایست؟ « حرفهاي پشت پرده - 16 آگوست, 2008

[...] نوشتن این پست از مذهب و احترام به عقیده  شروع [...]

4. بلاگ نيوز - 16 آگوست, 2008

در بلاگ نيوز لينک داده شد.

5. آرش - 18 آگوست, 2008

علت فزون طلبی در احترام خواهی مذهبیون به ماهیت اعتقادشان مربوط می شود. آنجا که اساس تفکرات و اندیشه هایشان ریشه در ماوراء الطبیعه دارد.
و به همین دلیل است که آن را مقدس می شمارند و قابل احترامی شگرف.
اما غیر مذهبیون ( سکولارها، اومانیست ها، اگزیستانسیالیستهای غیر مذهبی و …) چنین جایگاهی را برای عقایدشان قایل نیستند . بنابراین نقد کردن اندیشه هایشان راحت تر جلوه می کند.
بنده هم مانند شما اعتقاد دارم که باید به تمامی عقاید احترام گذاشت. اما در حد این احترام باید کمی محتاطانه عمل کرد . به یاد بیاورید که کلیسای کاتولیک بر اساس همین احترام بیش از حد، ( که منتج به خرافه گری شد) چنان جایگاهی یافت که 15 قرن پیکر در آتش می سوزاند تنها به جرم دگر اندیشی و به یاری دادگاههای تفتیش عقاید.

6. ناباور - 28 فوریه, 2009

بسیار عالی.

هیچ چیزی برای عقل مدرن مقدس نیست. اگر فردی حتی توانایی شنیدن نظر مخالف عقیده اش را ندارد باید بداند که یک جای کار لنگ می‌زند.

اتفاقا این بحث ارتداد و انگ کافری در اسلام و برخی دیگر ادیان ناشی از همین انتقادناپذیری و عدم تحمل نظر مخالف است. بیایید از خود بپرسیم علتش چیست؟ اگر واقعا انقدر مطمئن بودند چرا انقدر می‌ترسند و سرکوب می‌کنند؟ چرا در طول قرن ها صدای مخالفان را خفه کرده اند؟ چرا نمی‌گذارند آزادانه اصل و اساس دین را زیر سوال ببریم؟ روی اینها باید فکر کنیم.

البته جوامع غربی به همان علتی که ذکر کردید پییشرفت کرده اند و دیگر کسی را به خاطر انتقاد و حتی طنزپردازی اعتقادات نمی‌کشند! متاسفانه برخی حکومت ها هنوز در عصر حجر به سر می‌برند. مشکلش هم از حکومت دینی است.

به امید آزادی
پاینده باشید

7. ناباور - 28 فوریه, 2009

کاریکاتور هم بسیار گویا بود! :)

8. ناباور - 28 فوریه, 2009

با اجازه یک امای دیگر هم من اضافه کنم.

3.

متاسفانه برخی عقاید دینی هستند که احترام گذاشتن به آنها عین بی احترامی به کل بشریت و کرامت انسانی است. مثلا اگر کسی معتقد باشد که یک فرد مخالف و منتقد یک کتاب دینی را باید کشت؛ یا معتقد باشد که باید در حق احجاف کرد؛ یا سنگسار کرد و… این عقاید او؛ حتی اگر از دینش نشات گرفته باشند؛ سزاواری کوچکترین احترامی نیستند و باید با قدرت تمام نقد شوند.

باید با عقاید احمقانه دینی به مانند دیگر عقاید احمقانه غیر دینی برخورد شود. متاسفانه در طول تاریخ بسیاری جلوی این کار را گرفته اند و اگر آزاداندیشان اومانیست و خردگرای عصر روشنگری نبودند؛ هنوز هم مردم بسیاری کشورها در بربریت و توحش به سر می‌بردند. احترام هم حد و مرز دارد! نمی‌توان به اعتقاد غیر انسانی و ظالمانه احترام گذاشت. این بسیار مهم است. چیزی که هنوز در ایران ممکن نیست و خب دلیلش هم واضح است: حکومت یک دین خاص.

با درود

9. kookiblog - 28 فوریه, 2009

هیچ چیز آنقدر مقدس نیست که نتوان آن را نقد کرد.

10. کوکی - 28 فوریه, 2009

هیچ چیز آنقدر مقدس نیست که نتوان آن را نقد کرد.