اباما و «جادوی آمریکا»! 21 اکتبر, 2008
Posted by آنام in دو دو تا.2 comments
در طول یکسال گذشته به شدت پیگیر انتخابات ریاست جمهوری آمریکا بودهام. چرا؟ خودم هم نمیدانم. در iReport شبکهی CNN دیدم که یک هندی در توضیح اینکه چرا این انتخابات مهم است، نوشته بود: «این انتخابات، انتخاباتی است که در آن قدرتمندترین مرد روی کرهی زمین انتخاب میشود، من روی این کره زندگی میکنم». منطقی به نظر میرسد.
در پاسخ به دوستانی که از من میپرسیدهاند: «مککین بهتر است یا اباما؟»، «به نظر تو ریاست جمهوری کدامشان برای ایران بهتر است؟» و سوالاتی از این قبیل معمولاً جواب سادهای داشتم: «فرق زیادی نمی کنند، علی الخصوص برای ما».
در هفتههای اخیر اما پدیدهی اباما برایم بسیار جالب شده است.
چطور یک سناتور جونیور با سابقه حضور بسیار کم در سنا و تقریباً بدون تجربه (بهترین انتقادی که به اباما وارد است همین بی تجربگی است، مککین می توانست با تکیه بر این نکته در طول مبارزات انتخاباتی دست بالا داشته باشد اما او با انتخاب یک ابلهِ بیسواد و یک عامی تمام عیار به نام «سرا پیلین» که جدا از نادان بودن، هزاربار بی تجربهتر از اباما است عملاً برگ برنده خود را از دست داد.) توانست غولهای جاافتادهی حزب دموکرات را در رقابتهای درون حزبی کنار بزند؟
او چطور توانسته امروز حتی در ایالتهایی که دهههاست به جمهوریخواهان رأی دادهاند، از مککین در نظرسنجیها پیش باشد؟ بدون شک بسیاری از کاندیداهای دموکرات دیگر حتی ممکن بود وقت خود را صرف مبارزه در این ایالتها نکنند و خود را از پیش باخته بدانند، اما اباما در کمال ناباوری فاصله خود را در نظرسنجیها در بسیاری از این ایالات از عقب ماندگی دو رقمی به برتریهای قابل توجه رسانده است.
اما، چیزی که برای من قابل توجه است اینها نیست. بدون شک این همه نشاندهنده هوش سرشار، توانایی مدیریتی بینظیر، شخصیت جذاب و روحیه خونسرد و مصمم اوست. ویژگیهایی که باعث شده است پس از سه مناظرهی انتخاباتی مردم آمریکا که بیش از 60% آنها مککین را از نظر شخصیتی گزینه مناسبتری برای رهبری میدانستند، حالا اباما را ترجیح بدهند.
نکات مهم به نظر من چیزهای دیگری هستند، سه نکته مهم دربارهی مبارزات انتخاباتی اباما وجود دارد و یک نکته مهمتر درباره پدیدهای به نام آمریکا:
>> اباما حتیالمقدور سعی کرده است که در دام پوپولیزم گرفتار نشود. (به حتیالمقدور توجه کنید) در جامعهای مثل جامعه آمریکا که اِلیت بودن یک سیاستمدار کم کم دارد به یک نکته منفی برای او تبدیل میشود. اباما سعی کرده اِلیت باقی بماند. او کمتر برای خوشایند رأی دهندگان حرفهایی زده که به آنها اعتقاد نداشته است.

>> نکته مهم دیگر دربارهی اباما نحوهی جمع آوری کمکهای مالی توسط ستاد انتخاباتی اوست. اباما تاکنون 603 میلیون دلار جمع آوری کرده است. این رقم در تاریخ انتخابات ریاست جمهوری آمریکا کمسابقه است. اما نکته مهم این است که متوسط کمک افراد و نهادهای مختلف به اباما حدود 86 دلار برای هر فرد/نهاد بوده است. یعنی اباما این مقدار پول را در مقادیر بسیار کوچک اما از طیف بیشتری از مردم جمع آوری کرده است. این یعنی وابستگی اباما پس از رسیدن به قدرت به شرکتهای بزرگ آمریکایی کمتر از سایر روسای جمهور آمریکا خواهد بود. شانس اینکه او مجبور شود مثلاً مثل کندی، که خیلیها اباما را با او مقایسه میکنند، تحت فشار شرکتهای بزرگ تولید سیگار (که از حامیان مالیِ کندی در انتخابات بودند) وزیر بهداشت خود را به دلیل اصرار بر سیاستهای مبارزه با دخانیات برکنار کند و خود در یک شوی تلویزیونی به بازدید از کارخانجات سیگارسازی برود، کمتر است.
>> اباما تنها کاندیدای ریاست جمهوری در طول تاریخ معاصر ایالت متحده است که تاکنون حتی یک دلار از شرکتهای نفتی کمک مالی دریافت نکرده است. این موضوع شاید خبر خوبی برای دیکتاتورهای خاورمیانه که حکومتهایشان متکی به پترودلارهاست نباشد. اما بدون شک خبر خوبی است برای دوستداران محیط زیست (اباما تأکید ویژهای به استفاده از انرژی های جایگزین به جای نفت دارد) و – شاید خوش بینی به نظر بیاید – مردم خاورمیانه.
>> و اما آمریکا: چطور یک سیاستمدار تازهکار 46 ساله سیاهپوست، با پدری اهل کنیا، بزرگ شده در یک خانوادهی کاملاً معمولی و – به قول خودش – با یک اسم مسخره، توانسته خود را به دو قدمی اتاق بیضیشکل کاخ سفید برساند؟ تصور وقوع چنین اتفاقی در ایران که هیچ، در بسیاری از دموکراسیهای دیگر دنیا نیز دور از ذهن است! مککین چندی پیش در یکی از سخنرانیهای انتخاباتیش خود را به میکروفون نزدیک کرد و با صدای آهسته پرسید: Who is Barack Obama?0، همین آدمی که مککین سعی دارد به آمریکایی ها یادآوری کند که معلوم نیست،کیست و از کجا آمده است، ممکن است توسط همین آمریکاییها به عنوان رییسجمهور انتخاب شود. این جادوی آمریکاست!
به ما از بچگی یاد دادهاند که باید به آمریکا فحش داد. فرق زیادی هم نمی کند که شما در یک خانواده مذهبی و طرفدار نظام بزرگ شده باشید، یا یک خانواده مذهبی مخالف نظام یا یک خانواده بیدین، آمریکا همیشه سمبل هر چیزی بوده است که پلشت و بد و فریبکارانه است! در نتیجه همین ذهنیت است که شاید امروز برای همه ما سخت باشد که بخواهیم چنین جامعهای را تحسین کنیم.
آمریکا بیعیب نیست (گو اینکه من فکر نمی کنم عیبهای آن بیشتر از هیچکدام دیگر از ملتها و دولتهای دنیا باشد)، زیاد اشتباه کرده است و خواهد کرد اما چه اباما رییس جمهور بشود و چه نشود، باید آمریکا را تحسین کرد.
راستش تا قبل از این انتخابات از جملهی کسانی بودم که جامعهی آمریکا را به دلیل محافظه کار بودن، گرایش زیاد به مذهب، بیسوادی (57% مردم آمریکا نمیتوانند حساب کنند که 10% مبلغ صورتحساب رستوران که باید به عنوان انعام بپردازند چقدر میشود!)، ملیگرایی افراطی و … مسخره میکردم. هنوز هم هیچکدام از اینها را نکات مثبت و برجستهای نمی دانم اما…
آمریکا چیزی دارد که شاید ما از درک آن عاجزیم، چیزی دارد که آنرا به بزرگترین قدرت دنیا تبدیل کرده است، به عظیمترین اقتصاد جهان، به کشوری که همه در تمام دنیا آرزو دارند درهایش به رویشان باز شود. اعتراف میکنم که من نمی دانم که این «چیز» چیست! شاید همین «جادوی آمریکا» فعلاً بهترین توصیف باشد…
این روزها به شدت به این جادو فکر میکنم!
