jump to navigation

واقعاً انرژی هسته ای برای ما مناسب است؟ 19 مارس, 2011

Posted by آنام in دو دو تا.
trackback

قبلاً در مورد دلایل اساسی مخالفت خودم برای صرف هزینه های کلان و تحمل فشارهای سنگین بین المللی در راه دستیابی به تکنولوژی تولید برق هسته ای در اینجا نوشته ام. خلاصه اینکه: با توجه به ذخایر اندک اورانیوم ایران و با در نظر گرفتن دشواری و گرانتر بودن استخراج این منابع در مقایسه با واردات آن، این کار عبثی است.

مهمتر از همه به نظر من هزینه عدم النفعی است که این اصرار بر کشور تحمیل می کند، به دلیل تحریمهای بین المللی ناچار شده ایم که تقریباً تمامی پروژه های تولید و صادرات LNG را در کشور کنسل کنیم (فازهای 13 و 14 پارس جنوبی تغییر کاربری دادند) و دور ماندن از تکنولوژیهای نوین تولید، پالایش، مایع سازی و صادرات گاز برای کشوری که حداقل تا 150 سال آینده ذخایر گاز دارد، یک فاجعه است.

اما در این نوشته از منظر دیگری به ماجرا می پردازم. صبح امروز وقتی به محل کارم رسیدم مطابق معمول روزهای اخیر کارگرانی را دیدم که مشغول کار بر روی ساختمان در حال ساخت مقابل بودند، ساختمان اسکلت فلزی است و کارگران در طبقات نهایی (احتملاً پنجم) مشغول نصب آخرین تیرها و ستونها به کمک جرثقیل بودند. کارگران بدون هیچگونه تجهیزات ایمنی و حفاظتی ستونها را در طبقه پنجم ساختمان محکم بغل کرده بودند و با پاهایشان تیری را که جرثقیل بالا آورده بود به محل بین دو ستون هدایت می کردند و وقتی تیر بین دو ستون قرار گرفت، با لگد زدن سعی داشتند تا آنرا در محل نهایی محکم کنند. کافی بود که یکی از آنها دستشان شل شود یا پایش هنگام لگد زدن به تیر معلق بین زمین و هوا بلغزد تا تاز طبقه پنجم به پایین پرت شود.

کدامیک از شما در بین این همه ساختمان ریز و درشت در حال ساخت در تهران دیده اید که کارگری هنگام کار در طبقات بالا از طناب حفاظتی استفاده کند؟ بقیه اصول ایمنی و حفاظتی به جای خود!

اگر مثل من تجربه کار در سایتهای نفت و گاز و پتروشیمی را داشته باشید، خواهید دید که علی رغم وجود واحد HSE (یعنی بهداشت، ایمنی و محیط زیست) و انواع اقسام شعارهای قشنگی که مسوولان این واحد روی در و دیوار می نویسند (اول ایمنی بعد کار!) حوادث عجیب و غریب و مرگ بار بسیار شایع است. بارها دیده ام که جرثقیلها سرنگون شده اند (احتمالاً عکسهای مختلفی را که در این زمینه ایمیل شده است، دیده باشید)، لودرها ترمز بریده اند، تستهای اشعه ایکس بدون اخطار قبلی انجام شده اند و …

دلیل این موضوع هم به نظر من این است: که این موضوع برای بسیاری از ما جا افتاده نیست. اگر به ضرب جریمه و زور متوسل نمی شدند با صدها تبلیغ تلویزیونی دیگر نیز استفاده از کمربند ایمنی هنگام رانندگی جا نمی افتاد. خب حالا افرادی با همین نوع طرز تفکر و روحیه کاری قرار است یک نیروگاه اتمی را مدیریت کنند.

ما دقیقاً به همان دلیلی که خیلی از چیزهای دیگر را نمی توانیم به طور سازمانی خوب مدیریت کنیم، در مدیریت ایمنی هم نقص داریم. کشته شدن کارگر ساختمانی، انفجار در یک مجتمع پتروشیمی، ترکیدن خط لوله اسید در یک پالایشگاه و … همه ناراحت کننده و خسارت بار هستند (اتفاقاتی که به وفور در کشور ما رخ می دهند) اما وقوع یک حادثه در یک نیروگاه اتمی، ممکن است غیرقابل جبران باشد.

به احتمال زیاد شنیدن کلمه ژاپن در ذهن شما هم مترادف با کلماتی است مثل: نظم، سلسله مراتب، کیفیت و … صفات مثبتی که انصافاً ژاپنی ها استحقاق اینکه به آنها شهره باشند را دارا هستند، این آدمهای منظم، باهوش، سازمان مند و متعهد امروز در مواجهه با یک اتفاق پیش بینی نشده در فوکوشیما مستأصل و درمانده شده اند، اگر این اتفاق در ایران بیفتد، پیش بینی شما از نتایج آن چه خواهد بود؟

دیدگاه‌ها»

No comments yet — be the first.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌واره‌ی وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.